خلوت شیشه ای کوچک من

متن مرتبط با «دیدنی های باکو» در سایت خلوت شیشه ای کوچک من نوشته شده است

«پشت یکی از همین دیوارهای نامرئی» یادداشتی بر داستان توکیو

  • نیلوبلاگ

    «پشت یکی از همین دیوارهای نامرئی» همه چیز آرام پیش میرود اما پیش میرود. در پس تصاویرِ ساده، حادثههایی در حال شکل گرفتن و رخ دادن است که ما از آنها تنها صدایی جرقهوار میشنویم. این بهخاطر آن است که، ما آدمها را بیشتر از بیرون میشناسیم و کمتر به درون آنها سرک میکشیم. انگار که پشت یکی از دیوارها قایم شده باشیم و صدای آدمها را گوش کنیم و در عین حال چهره و حرکتهایشان را تصور کنیم. تصاویرِ تصورگونه باعث میشوند که ما قابها را زیباتر از واقعیت ببینیم. مثلاً جایی که پسرِ تهتغاری وارد میشود و پارچه از صورت...

    ادامه مطلب
  • تنهاییِ تنها

  • نیلوبلاگ

    وقتی چیزایی که حس کردی رو به کسی نتونی منتقل کنی احساس تنهایی تبدیل به حلناشدنی ترینهای عالم میشه. خب، بیکار که نمیشد موند. پس تمام زورم رو زدم؛ کلمهها رو صیقل دادم بلکه چیزی از من دیده بشه تو آیینهگیشون. شکر خدا شد، اما دیده نشد! حالا تو این گیر و ویری بارها پیچونده شی و دست رد به سینهت بخوره و... اینبار «پسِ» دیگهم این بود که با کبریت و سیگار تو حیاط نشستم و «بر این روشنایی محدود گریستم».موضوعات مرتبط: دلنوشته ، خودمونی تر...

    ادامه مطلب
  • دیدن

  • نیلوبلاگ

    آمیزش ماه و آسمان را دیدمرقصیدن دیو و پریان را دیدمچون کودک ترسیده که از قفل دری...از روزنهی چشم، جهان را دیدم صادق آتشزر...

    ادامه مطلب